بستن تبلیغات

ملیکا فرشته کوچک زندگی ما

ملیکا فرشته کوچک زندگی ما

نفس مامانی بابایی و عروس پاییز و زیباترین هدیه خداوند به بابا و مامانی که لحظه شماری می کنند تا رخ زیباشو ببینن

خواب آرام

[ دوشنبه 7 بهمن 1392 ] [ 21:24 ] [ مامان باباش ] [موضوع : ] [ ]
خدایا مچکریم

[ جمعه 17 آبان 1392 ] [ 15:30 ] [ مامان باباش ] [موضوع : ] [ ]
تاریخ چشم گشودن ملیکا به این دنیا

نی نی ما به امید خدا چهاردهم آبان ماه متولد میشه. قلب

[ جمعه 3 آبان 1392 ] [ 19:19 ] [ مامان باباش ] [موضوع : ] [ ]
عکس سیسمونی (در ادامه مطالب)
[ يکشنبه 14 مهر 1392 ] [ 4:14 ] [ مامان باباش ] [موضوع : ] [ ]
کودک و خدا

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:

 

می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی

چگونه میتوانم برای زندگی به آنجا بروم ؟

 

خداوند پاسخ داد : در میان تعداد بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام

او از تو نگهداری خواهد کرد..

 

اما کودک هنوز اطمینان نداشت که میخواهد برود یا نه ، گفت اما اینجا در بهشت من هیچ

کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.

 

خداوند لبخند زد : فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هرروز به تو لبخند خواهد زد ، تو

عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود..

 

کودک ادامه داد من چگونه میتوانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمیدانم ؟

 

خداوند او را نوازش کرد و گفت : فرشته تو زیباترین و شیرین ترین وازه هایی را که

ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد

که چگونه صحبت کنی..

 

کودک با ناراحتی گفت : وقتی میخواهم با شما صحبت کنم چه کنم ؟

 

اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت ، فرشته ات دستهایت را در کنار هم قرار خواهد

داد و به تو یاد میدهد که چگونه دعا کنی..

 

کودک سرش را برگرداند و پرسید : شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی میکنند

چه کسی از من محافظت خواهد کرد ؟

 

فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد حتی اگر به قیمت جانش تمام شود..

 

کودک با نگرانی ادامه داد : اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمیتوانم شما را ببینم

ناراحت خواهم بود !

 

خداوند لبخند زد و گفت : فرشته ات همیشه با تو درباره من صحبت خواهد کرد ، گرچه من

همیشه در کنار تو خواهم بود..

 

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد ، کودک فهمید که بزودی

باید سفرش را آغاز کند ، او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید :

 

خدایا اگر من باید همین حالا بروم پس نام فرشته ام را بگویید ؟

 

خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد :

 

نام فرشته ات اهمیت ندارد ، میتوانی او را مادر صدا کنی... تشویققلبتشویق

[ پنجشنبه 28 شهريور 1392 ] [ 22:33 ] [ مامان باباش ] [موضوع : ] [ ]
نذرنامه

یا صاحب الزمان:

 فرزندم  را نذر یاری قیام تو می کنم

اورا برای ظهور نزدیکت،

برگزین و حفظ کن.

[ دوشنبه 4 شهريور 1392 ] [ 11:32 ] [ مامان باباش ] [موضوع : ] [ ]
اولین راز

راستی من و مادر گلوله نمک بعد از کلی جستجو  به این نتیجه رسیدیم که به احتمال زیاد

اسم نی نی مون بذاریم   .......

                                 قلب ملیکا قلب

که به معنای ملکه و فرشته است

همچنین یکی از اسم های حضرت نرجس, مادر امام زمان(عج)  نیز هست.

 ببینم تا کی نخود زیر زبونت می مونه و این راز رو نگه می داری؟؟؟؟؟!!!!!!! ساکت

حالا نظرت چیه ؟ چشمک

[ دوشنبه 4 شهريور 1392 ] [ 11:29 ] [ مامان باباش ] [موضوع : ] [ ]
تخت و کمد نازنین دختر

دختر گلم

نمی دونی من و بابایی چقدر تلاش کردیم تا زیباترین و بهترین تخت و کمد شیراز را که لایق شما باشه واستون تهیه کنیم

بالاخره هم سرویس کیتی را انتخاب کردیم

امیدواریم دوستش داشته باشی عزیز دلم خجالتماچقلب

(عکس متعلق به سایت ارژن می باشد)

[ چهارشنبه 13 شهريور 1392 ] [ 11:25 ] [ مامان باباش ] [موضوع : ] [ ]
ممنون بهترین عمه (خاله)دنیا

سلام عمه گلم

ممنونم که واسم وقت گذاشتی و این صفحه رو  طراحی کردی ماچ

ایشاا... وقتی به دنیا اومدم و بزرگ شدم جبران کنم قلب

 

[ دوشنبه 4 شهريور 1392 ] [ 11:32 ] [ مامان باباش ] [موضوع : ] [ ]
صفحه قبل 1 صفحه بعد